سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

481

تاريخ ايران ( فارسى )

شايد كابل بوقوع پيوندد . بايد دانست كه اين مسئله عكس العمل بسيار نامطلوبى در موقعيت سياسى هندوستان بخشيد . شايعات زيادى راجع به لشكركشى مسلمين بازارهاى هند را پر كرد و بهاء وثيقه‌هاى عمومى و ملى تنزل نمود . همه پيش‌بينى ميكردند كه به زودى حكومت هندوستان از دست انگليسها خارج خواهد شد . لرداو كلند و مشاورين او در مقابل اين وضعيت مخالف تصميم گرفتند يك ضربهء متقابله‌اى وارد نمايند و چون آنها با دوست محمد خان دشمن بودند براى پيش بردن سياست خود شاه شجاع را آلت دست خود نمودند . در اولين وهله تصميم گرفتند كه رانجيت سينگه را وادار نمايند با شاه شجاع همكارى نموده و از تنگهء خيبر به طرف كابل حركت كند . در همان موقع قرار شد شاه شجاع در رأس قوائى كه خود آنها را تازه فراهم كرده بود از قندهار بسوى پايتخت پيش برود . دو شخص مذكور فوق با اين نقشه موافقت نمودند . ولى در همان هنگام به لردار كلند تذكر دادند كه اگر يك نيروى بريتانيائى با آنان همكارى نكند يقينا موفق باجراى اين نقشه نخواهند شد . كى راجع به اين قضيه چنين اظهارنظر مىكند « چون در همين اوان محمد شاه هرات را محاصره كرده بود بريتانياى كبير تصميم گرفت كه از طرف ديگر با دوست محمد بجنگ به‌پردازد و همين بود منشأ جنگ اول افغان كه بيش از تمام جنگهائى كه بريتانياى كبير در آسيا كرده بالاستحقاق مورد توبيخ و ملامت است . » بالاخره نقشه‌اى كه اختيار شد آن بود كه حركت بسوى هرات كرده و پس از مرتفع ساختن محاصرهء آنجا دوست محمد را از كابل رانده و شاه شجاع را بجاى او بر تخت نشانند . اين سياست و خط مشى كه قشون ايران را از هرات عقب برانند درست و معقول به نظر ميرسيد . ليكن از نظر نظامى اين لشكركشى ، بطوريكه از ابتدا كه نقشه كشيده شد ، ديده ميشد كه آن تقريبا از عهدهء قشون انگليس در هندوستان خارج بوده - است . مركزى كه اين قوا در آنجا مجتمع بودند كارنال بود . فاصلهء اين سرحد محل توقف نظاميان تا قندهار يكهزار و صد ميل بود . مسافت از قندهار هم تا هرات زياده از چهارصد ميل بوده است . قشون بريتانيائى فقط بيست هزار نفر بودند و آنها هم بواسطهء